دهمين رئيس فدراسيون كاراته كيست؟
از سال 1353 كه بنيانگذار كاراته ايران دكتر فرهاد وارسته به عنوان اولين رئيسفدراسيون تازه تاسيس كاراته مسئوليت آن را به عهده گرفت تا روز استعفاي بهزاد كتيرايي آخرين رئيس فدراسيون كاراته اين فدراسيون سي و پنج ساله شد
كاراته در طول اين 35 سال 9 رئيس به خود ديده است كه طولانيترين آن حضور حبيباله ناظريان با 14 سال و كوتاهترين آن محمد علي زماني با كمتر از يك سال بوده است
استاد وارسته پس از تصدي رياست فدراسيون كاراته سه سال عهدهدار اين مسئوليت بود و پس از وي در سال 1356 كاراته در ورزشهاي رزمي ادغام شد و مسئوليت آن را شهريار شفيق به عهده گرفت و «مسئوليت كاراته به عهده محمد علي صنعتكاران بود» پس از پيروزي شكوهمند انقلاب اسلامي مسئوليت كاراته را تا سال 1368 به ترتيب مهرآئين، مهدوي، محمدزاده وزماني عهده دار بودند كه در دوره مهرآئين كاراته جز فدراسيون ورزشهاي رزمي بود كه تكواندو و جودو را نيز شامل ميشد.
اما از سال 1368 حبيباله ناظريان جوان 30 سالهاي كه پيش از آن مسئوليت هيات كاراته اصفهان را به عهده داشت با حكم دكتر غفوري فرد رئيس وقت سازمان تربيت بدني به عنوان رئيس فدراسيون كاراته به تهران آمده و به همراه اكيپ خود زندينژاد، محمدعلي مرداني و.... در «محل فدراسيون كاراته وقت» واقع در ضلع شمالي ورزشگاه مستقر شد.
حبيباله ناظريان كه خود از اهالي اين خانواده بود چهارده سال رياست فدراسيون كاراته را برعهده داشت كه در طول اين مدت كاراته ما روزهاي خوش و جهشهاي غير قابل تصوري را به خود ديد كه البته ناكاميها و روزهاي دشواري را نيز در اين دوره تجربه كرد.
بعد از مسابقات جهاني مكزيك 2004 ناظريان جاي خود را به عليرضا سمندر، دبير و نايب رئيس خود داده و از كاراته، البته كارهاي اجرايي آن خداحافظي كرد.
سمندر نيز حدود 3 سال در پشت صندلي رياست و كياست فدراسيون در مجموعه شهيد كشوري نشست كه البته در اين دوره كاراته ما عليرغم موفقيتهاي چشمگير كه ريشهاش به گذشته برميگشت حواشي زيادي به خود ديد!و در آستانه مسابقات جهاني جوانان و اميد تركيه به سال 2007 عليرضا سمندر از سوي سازمان تربيت بدني مجبور به استعفا شد. و سيروس عالمي «رئيس دفتر امور مشترك فدراسيونها» به عنوان سرپرست اين فدراسيون تا برگزاري مجمع و انتخابات رياست فدراسيون از سوي سازمان تربيت بدني منصوب شد. دهم بهمن ماه سال 1386 بهزاد كتيرايي با اخذ 44 راي از 45 راي ماخوذه رياست فدراسيون كاراته را به رغم اينكه هيچ تجربه و پبيشينهاي از كاراته نداشت به عهده گرفت.
اما عمر رياست بهزاد كتيرايي هم در كاراته چندان طولاني نبود و او نيز پس از يك سال و 12 روز حضور در پشت ميز رياست اين تشكيلات و پس از ناكامي در مسابقات جهاني ژاپن و مسائل و حاشيههاي نه چندان كم عطاي كاراته را به لقايش بخشيده و او نيز از اين فدراسيون خداحافظي كرد، كتيرايي به شجاعت و شهامت در متن استعفايش به رئيس وقت سازمان تربيت بدني نوشت «شرايط براي ادامه كار در فدراسيون كاراته مهيا نبود و بدون هيچگونه فشاري اقدام به كنارهگيري كردم وي ضمن بيان اين مطلب در ادامه استعفا نامهاش گفت در طول يك سال گذشته تمام تلاش خود را براي اعتلاي كاراته به كار بستم اما متاسفانه نتوانستم در اين راه توفيق آنچناني داشته باشم.
وي در متن استعفايش به يك نكته بسيار مهم اشاره ميكند كه ميتواند سرمشق ديگراني كه فردا و فرداها قرار است فدراسيون كاراته را اداره كنند باشد، وي ادامه ميدهد براي موفقيت در يك مجموعه هماهنگي و همدلي بين تمامي عوامل آن مجموعه ضروري است ولي در فدراسيون اين هماهنگي وجود نداشت و تلاش من نيز براي ايجاد آن ثمربخش نبود.
در اينجا قصد ما آناليز و بررسي عملكرد دوران مديريت اين عزيزان كه همگي با نيت خيرخواهانه و خدمت به جامعه كاراته پا به عرصه گذاشته بودند نيست. از اين 9 رئيس فدراسيون در طول 35 سال گذشته برخي جلاي وطن كردهاند برخي ديگر به دنبال كارهاي خود رفتهاند و بعضي از آنها در سنگر و قلمروي ديگر مشغول خدمت به جامعه ورزشند و اما بعضي ديگر هنوز چشم به آن صندلي و ميز زرشكي رنگش دارند كه شايد دوباره بازگردند و چند صباحي ديگر شانس خود را براي خدمت به جامعه كاراته و يا انگيزههاي ديگر بيازمايند!!
اما روساي سابق فدراسيون كاراته نسبت به تواناييها اقتدار و امكاناتي كه داشتند با برنامهريزيها و سازماندهي و به كارگيري نيروهاي كاردان و فني به زعم سليقه خود و استفاده از مربيان و كارگزاران و اهل فن سعي در خدمت و در نهايت پيشرفت و توسعه كاراته اين كشور را در برهههاي مختلف داشتهاند كه البته بررسي و تجزيه و تحليل صادقانه و منصفانه و بدون غرض عملكرد هر يك از آنها در سنوات گذشته ميتواند چراغ راه آينده فدراسيوني كه قريبالوقوع صاحب رئيس خواهد شد باشد.
اميدواريم كه اهالي قلم و كارشناسان و اهل فن با دقت و موشكافي تاريخ كاراته را آناليز كرده تا از اشتباهات گذشتگان درس بگيريم و آن نشود كه بهزاد كتيرايي رئيس سابق فدراسيون به درستي به نبود آن يعني وحدت و يكدلي و يكزباني اشاره ميكند.
طبيعي است كه از دل اختلاف و چند دستگي و نبود هماهنگي و همدلي در بين تمامي عوامل مجموعه بايد زانوي شكست در ژاپن به زمين بزنيم و فرزند ناقصالخلقهاي به نام سقوط از آن متولد شود. اميد است تا زمان باقيمانده تا دو رويداد مهم جهاني و آسيايي دست به دست هم دهيم.