كاراته باز هم در آزموني ديگر!
سخن درباره مسئوليت خطير و سنگين و مشترك رياست آينده كاراته و جامعه بزرگ اين رشته است.
كاراته به لحاظ بافت منحصر به فرد و ساختارهاي پيچيده و درهم تنيدهاش كه در سالهاي اخير به خاطر كم تدبيري بعضي افراد مسئول و غير مسئول پيچيدهتر و درهم تنيدهتر شده است و همچنين به لحاظ مسئوليتهايي كه رئيس آينده در قلمرو ورزش كشور و اين رشته ورزشي خواهد داشت ضرورت بازنگري اساسي و بنيادي در اين رشته وزشي اجتناب ناپذير مينمايد.
در گذشته نيزهمواره مسئوليني كه آمدهاند مدعي بودند نسخهاي درمان بخش در جيب و برنامهاي جامع براي احيا اين رشته كه سابقهاي حدود نيم قرن در كشورمان دارد زيربغل دارند!
ولي در عمل كمتر توفيقي در حل مسائل و مشكلات آن داشتهاند.
قصد ما از نوشتن اين مطلب كمك به گشودن مسيري است كه به تعبير مسئولين سازمان تربيت بدني «ورزش دوم كشور» بتواند در مسير نهادينه شدن گام بردارد، اما لازم است اشاره كنيم كه ماو شما ميتوانيم در حد قابل توجهي در بهبود سيستم وزرش در مفهوم عام و كاراته در مفهوم خاص آن تاثير بگذاريم.
بافت و ساختار سنتي در كاراته بايد شكسته شود
تاكيد ميكنيم فردي كه قرار است در مسند كاراته كشور بنشيند و بافت و ساختار سنتي جاري و ساري در اين تشكيلات شكسته و طرحي نو بيندازد بايد ابتدا با زبان اين رشته ورزشي آشنا باشد و زبان اهالي آن را از خرد و كلان و كوچك و بزرگ بفهمد و متقابلا جامعه بزرگ كاراته نيز زبان رئيس آينده را به خوبي درك كند و اگر اين رابطه تنگاتنگ به وجود آيد و همكاري و همفكري و هماهنگي عملي و نظري متقابل در ارتباط با مسائل مختلف، از جمله طرحها و برنامهها وجود داشته باشد ميتوان اميد وار شد كه خانهاي نو بر ستونهاي محكم و استواري كه در گذشته بنا كردهاند ساخت كه هيچ طوفان و حادثهاي نتواند كوچكترين گزندي برآن وارد كند.
تن به تقدير و شانس ندهيم!
نبايد با انتظار نشست و تن به تقدير و شانس داد كه ببينيم چه كسي خواهد آمد؟! نه... بايد دست به كار شد و تحقيق و بررسي كرد و از بين كانديداها فردي را برگزيد كه زبان مشتركي با آحاد جامعه كاراته داشته باشد.
در اين برهه هيچكس نبايد دست روي دست بگذارد از پيشكسوتان و مربيان و داوران گرفته تا مسئولين محترم مجمع، ورزشكاران و قهرمانان و همه و همه آستين همت بالا بزنند و از ميان كانديداهاي حاضر اصلحترين و موجهترين را انتخاب كنند و سرنوشت چهار ساله خود و جامعه ميليوني كاراته را به دست وي بسپارند اين دغدغه و نگراني تنها دغدغه ونگراني نگارنده اين سطور نيست و نبايد هم باشد، اين دغدغه همه دلسوزان و علاقهمندان به اين رشته ورزشي است كه سالها و دهههاي متمادي خون دل خوردهاند تا كاراته به رغم مشكلات عديدهاي كه همواره تهديدش ميكرد را از بلايا حفظ كنند.
دلبستگي و علاقهمندي بسياري از مردم كشورمان به كاراته به دليل قرابت و نزديكي اين رشته ورزشي با فرهنگ و آداب و سنن ما ميباشد و چه بسادر برخي اوقات با دغدغه هويت ملي و فرهنگي مان همراه است.
حيات انسانها دستخوش تغيير و تحولات تاريخ است و همواره در معرض تغيير و تحول قرار دارد و همه بايد در پي يافتن نقطه ثباتي باشيم تا با اتكا به آن هويت فرهنگي، ملي و ورزشي خود را كه سالها وقت و انرژي وجواني پاي آن دادهايم را تعريف كنيم. همين دلمشغوليها و دغدغه هاست كه ما را بر آن ميدارد تا اشتباهات گذشته را در كاراته تكرار نكنيم چرا كه آدم عاقل يك اشتباه را دوبار تكرار نميكند.
شرايط غيرطبيعي كاراته
طبيعي است كه در شرايط كنوني كه هر روز اوضاع كاراته پيچيدهتر و آينده آن به طور روزافزون در هالهاي از ابهام فرو ميرود كه البته اين پيچيدگي و به هم ريختگي در برخي ابعاد به طور شفاف و مستقيم قابل مشاهده و رويت نيست اما حقيقت اين است كه اوضاع در شرايط عادي و طبيعي نيست و بيم آن ميرود كه شرايط حاد و بحراني فوتبال طي چند سال گذشته بر كاراته نيز سايه بيفكند.
تاريخ در كاراته تكرار ميشود
سطور بالا بخشي از مطلبي بود كه در تاريخ چهارشنبه 26 دي ماه 1386 و حدود دو هفته قبل از آخرين انتخابات رياست فدراسيون كاراته در همين نشريه در همين صفحه و ستون منتشر شد.
تاريخ دوباره و چند باره تكرار ميشود و شرايط حاكم بر دو سال پيش را وخيمتر و بحرانيتر پيش رو داريم.
امروز نيز بر مطلب فوق تاكيد موكد داريم و بر اين باوريم كه عقلاي كاراته و جامعه بزرگ آن از جمله پيشكسوتان و دلسوزان بايد به راحتي آستين همت بالا بزنند.
اگر دو سال پيش كمي تدبير به خرج ميرفت و تامل بيشتري صورت ميگرفت، دو سال از وقت ارزشمند كاراته ما بيهوده به هدر نميرفت واين همه مشكل و چند دستگي در داخل و دورافتادن از كسب جايگاه واقعي خود در عرصههاي بين المللي و جهاني دامنگير ما نميشد.
بر اعضا محترم مجمع فرض است كه به دليل رسالت و وظيفه سنگين خود اين بار اشتباهات گذشته را تكرار نكنند، سوابق كانديداها را به دقت مورد بررسي قرار دهند، غالب اينها در كارهاي اجرايي بوده و هستند بايد كارنامه آنها را موشكافانه ورق بزنند و تواناييها و عملكرد سال گذشته شان را به ارزيابي بنشينند و از بين كانديداهاي موجود بهترين و موجهترين را برگزينند.
با ارداتي كه نگارنده اين سطور به اغلب كانديداها دارد به صراحت ميگويم كه اكثر آنها در جايگاهي نيستند كه بتوانند كاراته را در عرصه داخلي و بينالمللي از اين بحرانها به سلامت به درببرند، اما هستند در بين اين كانديداها كه از توانايي نسبي در جهت حل معضلات كاراته برخوردارند. اما حال كه تعيين سرنوشت اين رشته وزشي به عهده اعضا مجمع افتاده است مباد كه با اشتباهي ديگر اين رشته ورزشي را براي چندمين بار در مخمصهاي پيچيدهتر و گردابي هولناكتر گرفتار كنيد.
علاج واقعه قبل از وقوع بايد كرد
آري علاج هر واقعهاي قبل از وقوع راحتتر، سهلتر و امكان پذيرتر و مقرون به صلاح و صرفهتر از درمان است.
بيتفاوتي در اين زمينه نه تنها باعث عقب ماندگي بيشتر كاراته از كورس داخلي و بين المللي ميشود بلكه زمينهها را براي نابودي و سقوط اين رشته فراهم ميكند.
كاراته ما از استعدادهاي بالقوه و بالفعل براي اداره كاراته آسيا و حتي جهان برخوردار است و در اين شرايط حساس كه دست ما از كرسيهاي بين المللي خاليست و شرايط آسيا نيز براي كسب كرسيهاي معتبر كاملا مهياست و بيشتر كشورها از هم اكنون با رايزنيها در تدارك كسب كرسيهاي كليدي در اين قاره كهن هستند نبايد دست روي دست بگذاريم.
متاسفانه به دليل سوء مديريت در سالهاي گذشته از كورس رقابت و تصاحب كرسيهاي بين المللي خارج شدهايم و عملا ميدان را به رقبا به ويژه رقباي تازه واردي چون چين خالي گذاشته و علي رغم توانايي و استعدادمان نتوانستهايم حداقلها را در اين قاره بدست آوريم.
بايد فرصت را غنيمت شمرد و كسي را بر صندلي رياست و كياست فدراسيون نشاند كه توانايي احقاق حقوق كاراته كشورمان را داشته و بتواند توانايي رقابت با رقباي كهنه كار و قدرتمند در آسيا را داشته باشد.
ديدگاههاي تنگ نظرانه عامل عقب ماندگي
بدون شك اگر در راه گسترش كمي و كيفي اين رشته ورزشي دست از حساسيتهاي كاذب و تمركز بر تعدادي محدود چه در امر فني و چه در بعد اجرايي برداشته شود و اين محدوديت جاي خود را به گسترش در آحاد و اقشار جامعه كاراته بدهد اين انتقال و تمركز حساسيت بر كميت كاراته ما را صاحب پي و پايهاي محكمتر و استوارتر كرده و نخبگان و قهرمانان ما در پناه آن ميتوانند غنيتر و فنيتر و استوارتر پيش روند.
توجه به كميت و استفاده از تمامي پتانسيل كاراته نشاط را در اين جامعه بزرگ به خصوص در بين جوانان با انگيزه فزوني ميبخشد و سلامت اين رشته بيشتر تضمين ميشود، در اين صورت تبعيض و دوگانگي و چندگانگي از بين رفته و انحصار ميشكند و كجتابيها و كج خلقيها كاستي ميگيرد.
نگاهي اجمالي به گذشته كاراته كشورمان بسياري واقعيتهاي تلخ را به رغم پتانسيل غني كاراته ايران بر ما روشن ميكند.
تنها به چند نكته اشارهاي گذرا ميكنيم تا مصداق ادعايمان رابه اثبات برسانيم.
از 60 كرسيWKF سهم ايران صفر است!
46 سال از عمر كاراته ما ميگذرد و فدراسيون كاراته نيز 36 سال پيش فعاليت رسمي خود را آغاز ميكند.
اگر چند سال قبل از انقلاب و دهه اول انقلاب را از كاراته كشورمان منها كنيم تنها در 20 سال گذشته و از سال 1990 مكزيك تا 2008 ژاپن ده دوره به طور مستمر در مسابقات جهاني حضور داشتهايم و در طول اين ده دوره حداقل يكصد مدال طلا فقط در بين آقايان توزيع شده است و سهم كاراته ما كه از نقطه نظر كمي سرآمد هستيم تنها 3 مدال طلا بوده است؟!
اگر سري به سايتWKF بزنيد مشاهده خواهيد كرد كه يكصد داور درجهA از سراسر جهان موفق به اخذ اين درجه شدهاند كه سهم كاراته ما از يكصد داور رفريA تنها يك است و در اين قسمت حتي از كشورهاي درجه چندم آسيا نيز عقب تريم!!
واما وضع ما از نقطه نظر كرسيهاي بينالمللي به مراتب اسف بارتر و وخيمتر از دو بخش قبلي است كه ذكرش رفت و به طوري كه از حدود 60 كرسي هيات رئيسه و كميتههاي تخصصي:WKF هيات رئيسه (23 نفر)، شوراي داوران (13 نفر)، كميته فني (8 نفر)، كميته اجرايي (5 نفر)، كميته حقوقي (5 نفر)، كميته ورزش (5 نفر) حتي يك كرسي نداريم آيا اين درد و فاجعه نيست كه با وجود صدها هزار كاراته كا يعني به اندازه كل اروپا و از آن طرف كل آفريقا و... حتي توانايي كسب يك كرسي را هم در فدراسيون جهاني نداشته باشيم؟! در آسيا هم وضع بهتري نداريم!!
غفلت باعث ميشود همه ضرر كنند
اما سعي كنيم كه حداقل يك بار اين كشتي به گلنشسته را به دست كسي بسپاريم كه بتواند از حقوق پايمال شده كاراته كشورمان در آسيا و جهان دفاع كرده و با اعمال مديريت صحيح در داخل و عرصه بينالمللي شرايطمان را بهبود بخشد.
كاراته ما صلاحيت كافي و لازم و امكانات لازم را دارد كه به مركز ثقل كاراته آسيا و جهان تبديل شود و اين قابليت را داريم كه اداره كاراته آسيا را به دست گرفته و از پلههايWKF بالا برويم.
اما در يك جمله هشدار ميدهيم كه غفلت و بي توجهي و بي تفاوتي جامعه كاراته باعث ميشود كه همه ضرر كنيم و غفلت ما باعث پشيماني خواهد شد و بايد گفت كه آب رفته به جوي باز نخواهد گشت