رواج شاگرد پروري در اردوهاي تيم ملي با مجوز كميته فني!
اظهارنظر رئيس كميته فني در اين خصوص شنيدني است او مي گويد از پناهي خواستيم تا بگويد كدام مربي شاگردان بيشتري در تيم ملي دارند و ايشان گفتند و ما هم تائيد كرديم!
واقعا چه استدالالي!؟
ايشان قطعا به ياد دارند كه كاراته ما سالهاي سال چوب همين شاگرد و شاگردبازي را خورده است!
ايشان حتما از ياد نبرده اند كه در سالها گذشته چگونه حق افرادي كه پشتوانه و حامي در تيم هاي ملي نداشتند علي رغم استحقاقشان ضايع و افرادي كه وابستگي سببي و نسبي و شاگرد و استادي داشتند به ناحق و با حمايتهاي مربيانشان پيراهن تيم ملي به تن مي كردند؟!
بايد از رئيس كميته فني و همچنين رئيس فدراسيون پرسيد، پس آمال و آرزوهاي تعداد كثيري از ملي پوشان حاضر در اردوها كه اكثرا حامي در تيم ملي ندارند چه مي شود؟!
آيا اين استدالال مهر تاييد بر رواج بي عدالتي و انحصار و شاگرد پروري در تيم هاي ملي و انتخابي هاي درون اردويي آينده همچون سالهاي پيشين نيست؟!
مگر سال گذشته كه سرمربي تيم ملي هيچ شاگردي در تيم ملي نداشت بهترين نتيجه تاريخ كاراته را براي كشورمان به دست نياورد؟!
نگاهي به ليست اعضا تيم ملي و مدال آوران سال قبل بيندازيد تا معلوم شود كه تركيب تيم ملي از چه طيف ها و گروههايي شكل گرفته بود.
سهم سرمربيان منتخب شما از مدالهاي سال گذشته چه بود؟ چند نفراز آنها شاگردان سرمربيان منتخب شما بوده اند؟! اما سئوال ديگر اينكه كميته فني به عواقب بس خطرناك تخريب رواني ملي پوشان حاضر در اردو و با ارايه چنين تئوري مشعشعانه اي انديشيده است؟!
بسياري از روانشناسان معتقدند كه علائم و نشانه هاي اضطراب و استرس در زماني كه ورزشكار احساس تبعيض و ناامني در اردوها و مسابقات اردويي مي كند به صورت حالت تهديدآميز بروز مي كند!! لذا ورزشكاران جوان و كم تجربه اي كه چنين احساس ‹‹تبعيض و نگاه متفاوت مربيان›› در آنها پديد مي آيد بسيار سريعتر از آنچه كه تصورش مي رود شكست مي خورند!! و عكس اين مساله نيز صادق است، ورزشكار و ملي پوشي كه مربي و يا سرمربي تيم ملي مربي اوست ناخودآگاه ضريب اعتماد به نفس اش بالا مي رود و عدم ترس از شكست باعث تقويت روحي و رواني و فيزيكي وي مي شود و اينجاست كه نابرابري نمود عيني پيدا مي كند حال آيا با چنين استدلالي مي توان گفت كه عدالت بر تيم هاي ملي ما جاري است؟! اما از سوي ديگر وقتي گزينش سرمربي تيم ملي بسته به گزينش شاگردان او در اردوهاست، آنها هم تلاش مي كنند كه نا خودآگاه به اين تفكر واكنش مثبت نشان دهندو همين امر باعث نگاه متفاوت و متناقض آنها نسبت به اردونشينان مي شود براي اينكه مي خواهند اين تئوري و تفكر به اثبات برسد!! و اين يك اپيدمي خطرناك است كه متاسفانه كميته فني از تحليل آن غافل مانده است؟!
اما به زحمات مربياني كه شاگردان بيشتر در تيم هاي ملي دارند مي توان به انحاء مختلف توجه كرد كه يكي از اين راهها جابه جايي آنها در رده هاي مختلف تيم هاي ملي است.
اما چرا كميته فني و فدراسيون به همين تئوري در تيم هاي ملي جوانان و اميد و زير 21 سال بي توجه بوده و دوگانه عمل كرده است آيا سرمربيان آن تيم ها نيز بيشترين شاگرد را در تيم هاي ملي جوانان و اميد و تيم هاي پايه داشته اند؟!
و يك سئوال اساسي ديگر باقي ماند و آن اينكه اصولا چرا كميته فني اين تئوري و استدلال را در خصوص مدير تيم هاي ملي اعمال نمي كند او كه حتي يك روز نه مدير و نه سرمربي و نه مربي و كمك مربي تيم هاي ملي بلكه مربي يك استان هم نبوده است! و در طول عمر ورزشي اش نه يك ملي پوش كه يك قهرمان كشور هم تربيت نكرده است!! حال خود را مدير تيم هاي ملي خوانده و بر اين مسند تكيه زده است!!
كميته فني چرا متناقض عمل مي كند و آنجا كه بايد عكس العمل نشان دهد سكوت معني دار پيشه مي كند و آنجا كه بايد تصميم منطقي و اصولي اتخاذ كند دچار تناقض و افراط و تفريط مي شود پاسخ اين سئوالها چندان سخت هم نيست!! و با كمي تامل مي توان به اين رفتارهاي متناقض پي برد!